جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

جوان پاک زندگی کن!

    جوان پاک زندگی کن!

     یک مرتبه‌ که شیخ مرتضی زاهد‌(اعلی‌الله مقامه) ظاهراً قبل از اذان صبح، به مسجد رفته بود. دزدی وارد خانه‌ ایشان می‌شود، نگاه می‌کند می‌بیند چیزی در خانه‌ این بنده خدا نیست، یک قالیچه‌ای دید، چشم او را گرفت. این قالیچه را لوله کرد برداشت آمد بیرون.

    دقایقی از اذان صبح گذشته بود و نماز صبح هم تمام شده بود. دزد در حیاط را که باز کرد تا بیرون بیاید با خودِ آقا شیخ مرتضی زاهد مواجه شد. آقا تا او را دید گفت: سلام‌علیکم؛ خیلی خوش آمدی، مهمان هستی، مهمان حبیب خداست، آن هم مهمانی که با پای مبارک خود وارد خانه‌ی آدم شده باشد. خیلی خوش آمدی برویم داخل. - شوخی و طعنه و کنایه نمی‌زد، نه، واقعاً می‌گفت.- این بنده‌ی خدا را داخل آورد. گفت: بنشین یک چایی درست کنم با همدیگر بخوریم. گفت: چرا قبلاً نگفتی ما میوه‌ا‌ی چیزی تهیّه کنیم، بالاخره آمادگی شما را داشته باشیم. یک چایی درست کرد. ده دقیقه، یک ربع با همدیگر خوردند. گفت: اگر ظهر پیش ما بمانی، یک آبگوشتی هم ناهار می‌خوریم.

    گفت حاج‌آقا اجازه می‌دهید من بروم؟ آقا شیخ مرتضی زاهد گفتند: بفرمایید؛ بلند شدم و رفتم، ایشان هم تا نزدیک در دنبال من آمد، قالیچه را هم برداشت آورد. نزدیک در که رسیدیم گفت آقا این هدیه است، قالیچه هدیه است. قالیچه را به من داد. فقط یک کلمه گفت، گفت جوان پاک زندگی کن همین!

    از فردای آن روز یکی از مریدهای پر و پا قرصی که همیشه پشت سر آقا شیخ مرتضی زاهد نماز می‌خواند، همین آقای دزد بود؛ از کسانی شد که دیگر نماز پشت سر ایشان را ترک نمی‌کرد.

    (مسعود عالی، پیاده شده از نوار سخنرانی ایشان با موضوع «بدی و خوبی»)


    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 3 مرداد 1395
    منبع
    برچسب ها : قالیچه ,ایشان ,مرتضی ,زاهد ,نماز ,زندگی ,مرتضی زاهد ,چایی درست ,
    جوان پاک زندگی کن!

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 10 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر